+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم خرداد ۱۳۸۸ ساعت 15:14 توسط علی
|
تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست ... تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست ... تنهايي را دوست دام زيرا آن را تجربه کرده ام ... تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست ... تنهايي را دوست دارم زيرا.... در کلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد!!!
××××××××××
زندگی موهبتی است که به ما ارزانی شده است و تا وقتی که امید هست ، زندگي هست . ما قدرت آنرا داريم كه نوميدي را به اميد ، شكست را به پيروزي و اشك را به لبخند مبدل سازيم بشرطي كه، به زندگي و شگفتي هاي آن ، به لذت ها ، نا اميدي ها ، تلاش ها ، رنج ها و دردها ، بله بگوييم . ××××××××× تنهای تنهایم کسی دیگر نمی کوبد در این خانه متروکه ویران را کسی دیگر نمی پرسد چرا تنهای تنهایم!!! ومن شمع می سوزم ودیگر هیچ چیز از من نمی ماند ومن گریان ونالانم ومن تنهای تنهایم !!! درون کلبه ی خاموش خویش اما کسی حال من غمگین نمی پرسد!!! و من دریای پر اشکم که توفانی به دل دارم درون سینه ی پرجوش خویش اما!!! کسی حال من تنها نمی پرسد ومن چون تک درخت زرد پاییزم !!! که هر دم با نسیمی میشود برگی جدا از او ودیگر هیچی از من نمی ماند!!!